تبليغاتX
درب آسمان زنده رود بر شما گشوده شد
درب آسمان زنده رود بر شما گشوده شد

وبلاگ اختصاصی برای ستاره شناسان و منجمان


اختر خوشه ها

مشاهدات مبتنی بر نور سنجی و طیف سنجی نشان میدهد که برخی از ستاره های ظاهرا" دوتایی بیش از دو مؤلفه دارند. به عنوان مثال ، اولین ستاره دوتایی کشف شده عناق در صورت فلکی خرس بزرگ ، مؤلفه ای داردکه خود....


ادامه مطلب

جمعه سیزدهم شهریور 1388 |

 
تصاویر و مطالب جدید از

این تصویر که توسط اختر شناسان رصدخانه جنوبی اروپا(ESO)  در شیلی به دست آمده است در واقع اولین مراحل زندگی ستاره ها  از شکل گیری تا نخستین انوار آنها را پیش روی ما قرار میدهد.از طرفی گرما وبادهای ساطع شده از این ستاره های تازه متولد شده این دیگ مملوء از گازوگردوغباررا متلاطم میکند و..


ادامه مطلب

یکشنبه هشتم شهریور 1388 |

 
خودمونی

سلام فرارسیدن این ماه عزیز و فرخنده را به شما تبریک می گوییم

به مناسبت فرارسیدن این ماه وب سایت آسمان زنده رود افتتاح شد از دوستانی که مایل به همکاری در این وب هستند خواهش می شود در وب ثبت نام کرده و درخواست هم کاری را به مت اطلاع دهند برای ورود به وب کلیک کنید

یکشنبه یکم شهریور 1388 |

 
گزارش رصد

سلام بعد از چندین روز دارم یک پست میزارم راستش می خواستم بلاگ را بزارم کنار ولی نتونستم حالا هم قصد دارم به وب سایت آسمان زنده رود پیوندش بدم! فعلا" گزارش رصد را بخونید تا بقیه ی حرف ها!!!!:

چهارشنبه بود که دبیر نجوم 1 من(خانم سلیمیان) باهام تماس گرفت و ازم پرسید که واسه ی رصد میام یا نه؟من هم مسافرت بودم و تا اون روز به دلیل همین مسافرت ها چندتا رصد را ازدست داده بودم وقتی هم که دیدم این رصد را هم نمیتونم شرکت کنم خیلی ناراحت شدم و کلا" مسافرت خراب شد تا این که دوستم بهزاد پنجشنبه تماس گرفت و گفت تاریخ رصد تغییر کرده و من هم برای گردهم آیی فیزیک راهی آذربایجان هستم و اگر می تونی خودت را برسون من هم تمام سعیم را کردم و یک روز قبل از رصد خودم را رسوندم.تصور کنید آدمی که یک هفته است شب ها نخوابیده و روز ها هم نصفه نیمه استراحت کرده راهی رصد میشه!!

گزارش از حرکت تا بازگشت:

دو شنبه شد من خوشحال که برای اولین بار میخوام برم رصد قرار ما ساعت3 درب مسجد صاحب الزمان(عج) بود؛ آخه بسیج این رصد را هم آهنگی کرده بود.سر ساعت مقرر رسیدم دم درب مسجد و رفتم پیش میلاد(از دوستان نجومی) حتما" میدونید که در این جور رصد ها از آقایان به عنوان بارکش بیشتر استفاده می شود تا منجم!!!خلاصه مثل همیشه بد قولی راننده و ساعت3کجا و ساعت5و خورده ای کجا؛ تازه من و میلاد برای بردن تلسکوپ ها از مسجد برگشتیم مرکز و تلسکوپ چند کیلویی را که درون 30کیلو جعبه بود را به مسافت زیادی حمل کردیم به طوری که تمام افرادی که در خیابان ها بودند به ما نگاه می کردند.بعد از چند دقیقه ای راه رفتن به اتوبوس رسیدیم( حالا خوب بود اتوبوس یک مسافتی را اومدنزدیک ما!)  عرق از تمام بدن ما جاری شده بود فورا" جعبه ها را جا دادیم ومن دستمال کاغزی خریدم و حرکت کردیم. من و دوستم تا ده دقیقه فقت عرق ها مون را پاک می کردیم . حرکت کردیم و بارکشی از یادمون رفت هوا گرم بود و بچه ها تشنه و چون ما(من و میلاد) صندلی اول بودیم و مخزن آب جلوی ما بود شغلمون از بارکش به ساقی گری تبدیل شد م و لیوان آب پرکردنمون شروع شد(سیر کردن تشنه ها واسه من سعادتی بود). راهی علویجه شدیم ماشا ا... به این آقای راننده با چنان سرعتی می رفت که تمام بچه ها می گفتن ببینید لاک پشت از ما جلو زد!!!! در راه خورشید در حال غروب بود ازش عکس گرفتم

بعد از چند ساعتی رسیدیم مرکز نجوم علویجه وضو گرفتیم و حرکت کردیم به سوی کاروان سرای "جلوگیر" که به کاروانسرای علویجه معروف است!.  تاریک بود رسیدم البته بعد از پیمودن50کیلومتر خاکی. درتمام این مدت میلاد آهنگ گوش می داد نمیدونم مخش هنگ نکرد!نترکید! اصلا" به من چه مربوط مخ خودشه ! وقتی به آسمن نگاه کردم عضمت خداوند را دیدم و حس کردم!دوباره شغل ما تغییر کرد وسایل را پایین آوردیم و بالای ساختمان بردیم نماز خواندیم و دور هم غذا خوردیم راستش یکی از بچه ها سالاد اولوویه درست کرده بود!دستش درد نکنه ما که خوردیم و کلی حال کردیم! سفره جمع شد و بچه ها به دو گروه تقسیم شدند.اولی کسانی که میس ها را کار می کردند و دومی گروهی که مثل من بار اولشون بود ویا بسیجی بودن البته من با گروه اول بودم!من با دوستان شروع به یافتن صور های فلکی کردیم!در این کار بیشترین همکاری را با خانم رسول زاده داشتم. خلاصه بار اولم بود دیگه تا جایی که تونستم کار کردم حالا موقع بازخاست بود دبیرم خانم سلیمیان چند تایی را پرسید و جواب دادم ولی یکی از صورت های فلکی را پیدا نکردم موقع جریمه رسید . تبعید شدم یک گوشه و تنهایی کار کردم دوباره رازخاست این دفعه محل ناظر عوض شده بود و آسمون چرخیده بود(این طور به نظر می رسید).این بار هم سر ذات الکرسی گیر افتادم ولی این بار دیگه خسته بودم نمی تونستم ولی استراحت نکردم!دوستان دم صبح شب شعر را برپا کردند و من فرار کردم!!!(آخه من و شب شعر!!!!!)من شروع کردم به کار کردن با تلسکوپ و چند تا از میس ها را با چند تا از خوشه های دوقولو گرفتم! بعدش هم دیگه ماه بالا اومد و عکسی هم از ماه و ناهید گرفتم

 من دوربینی به مدلs9500برده بودم ولی دوربین نجومی نبود خلاصه با همه ی این مشکلات عکس هایی گرفته شد(که ملاحظه کردید و می کنید )وضو گرفتیم و نماز خوندیم و یه عکس دوستانه گرفتیم(ببینید)

راه افتادیم با لباسانی آکنده از خاک سر و وضعی ژولیده.قبلش یه عکس دسته جمعی کرفتیم(اعضای گروه نجوم آماتور آسمان زنده رود) . جاده ی خاکی را گزروندیم با سرعت بالا طوری که داخل ماشین پر از خاک شد به دستور خانم نوروزیان فورا" دستمال هایی که خریده بودم را خیس کردم و دوستان بین خانم ها پخش کردن وارد علویجه شدیم به مرکز نجوم آنجا رسیدیم وسایل دوستان علویجه ای را پیاده کردیم و به راه افتادیم! به اصفهان رسیدیم حالا این جانب 8شبه نخوابیدم و الان کلاس دارم میخواستم پیاده بشم و برم کلاس که چشمم به لباس هام افتاد و منصرف شدم در این سفر یک افسر با ما بود که هیچ کس باهاش حال نمیکرد!(سلام حاج آقا برادر)!

 رسیدیم زرین شهر با سرعت100کیلومتر بر ساعت! دم خیابون روبه روی کوچه ی مسجد ایستادیم!وسایل را پیا ده کردیم این دفعه کمتر بودند!(معلوم نشد این دختر ها چه قدر خوراکی آورده بودند؟!) . بچه ها یکی یکی رفتن تا افراد اصلی(البته من را که به حساب نمیارند!). حالا موقش بود که تلسکوپ را ببزیم مرکز. تلسکوپ را سوار ماشین کردیم و میلاد خان زحمتش را کشیدن البته خودشون نگزاشتند من باهاشون بیام.؟!(درست میگم آقا میلاد؟). من با تاکسی رفتم خونه و تا ظهر خوابیدم واسه نماز و ناهار بیدار شدم ب بعدش هم این ها را واسه ی شما تایپ کردم امیدوارم استفاده کرده باشید.

عکس های این پست حذف شد برای جلو گیری از سوء استفاده

چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 |

 
تلاطم و آشفتگي، عامل رفتار متعادل سياه چاله ها

ما در یک جهان مرتبه ای زندگی می کنیم به طوری که ساختارهای کوچکتر به یکدیگر ملحق می شوند و نمونه های بزرگتر را می سازند.زمین سیاره ای در منظومه شمسی است ،منظومه شمسی در کهکشان راه شیری قرار دارد و کهکشان ها نیز در گروه ها و خوش هایی به یکدیگر می پیوندند.خوشه ها،بزرگترین ساختارها در جهان ما هستند ولی متاسفانه دانش ما از آنها با اندازه آن خوشه ها متناسب نیست


ادامه مطلب

جمعه نهم مرداد 1388 |

 
کسوف وخسوف

کسوف زمانی رخ می دهد که ماه دید ما را نسبت به خورشید مسدود می کند این اتفاق زمانی پدید می آید که ماه دقیقاً بین زمین و خورشید قرار می گیرد . طولانی ترین کسوف ها زمانی روی می دهند که زمین در اوج ( دورترین فاصله از خورشید ، کوچکترکردن صفحه خورشیدی ) و .....


ادامه مطلب

یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 |

 
نکاتی برای یک رصد موفق

ستاره شناسي از قديميترين علوم است ، بنابراين ستاره شناسي اماتوري را مي توان قديميترين سرگرمي علمي دانست . عشق ادمي به اسمان بي حد و مرز است ، رصد اسمان علاوه بر انكه كاري علمي محسوب ميشود ميتواند بعنوان سرگرمي نيز انجام شود...


ادامه مطلب

جمعه بیست و ششم تیر 1388 |

 
در انتظار كسوف تيرماه

شايد بتوان سال 1388 را از نظر گرفتگي ها سال نسبتا خوبي ارزيابي كرد. در سال جاري ايرانيان به تماشاي سه گرفتگي خواهند نشست كه يكي خسوف و دو گرفتگي ديگر از نوع كسوف خواهند بود. در اين خبر سعي داريم...


ادامه مطلب

جمعه بیست و ششم تیر 1388 |

 
سحابی سیاره ای و کوتوله سفید

در ستاره های متوسط با جرم کمتر از8برابر جرم خورشید،فرآیند هم جوشی هسته ای از مرحله ی تبدیل هلیم به کربن واکسیژن فراتر نخواهد رفت.در این حالت....


ادامه مطلب

پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 |

 
سحابی

پس از مرگ ستاره های متوسط،مواد درون آن به شکل ابر عظیمی از گاز و غبار در فضا ی کیهانی پخش می شوند که به آن سحابی می گویند.اگر....


ادامه مطلب

جمعه نوزدهم تیر 1388 |

 


این بلاگ به منظور بالا بردن سطح معلومات خودم و شماست پس من را در این امر راهنمایی کنید
zenderudsky@yahoo.com

zenderudsky@yahoo.com

منظومه شمسی
کیهان شناسی
سحابی ها
نجوم و اختر فیزیک